باید از محشر گذشت
این لجنزاری که من دیدم
سزای صخره‏هاست
گوهر روشن‏دل از کان جهانی دیگراست.

عذر می خواهم پری
من نمی‏گنجم در آن چشمان تنگ
با دل من آسمان‏ها نیز تنگی می‏کنند
روی جنگل‏ها نمی‏آیم فرود
شاخ زلفی گو مباش
آب دریاها کفاف تشنه‏ی این درد نیست

 

(دانلود دکلمه شعر در ادامه)