مجنون خیابانها

اکنون ماييم و جنون عشق
در نم نم بارانها
ماييم و شب کوچه
سگهاي خيابانها !
ماييم پر از نعره
ماييم پر از فرياد
شيريم پر از شيرين
کوهيم پر از فرهاد !
ما شعله ور اکنون
رويايي فرداها
موجيم پر از طوفان
در آبي درياها
روديم پر از رفتن
ابريم پر از باران
راهيم پر از قله
خاکيم پر از انسان !
خاکستر بوداييم
آتشکده ي هستي
زرتشت مسيحايي
هو هو زده در مستي !
همسفرهء اندوهيم
هم داغ شقايقها
هم آيينهء بغضيم
همسايه ي هق هق ها !
ماييم و خداي عشق
در خلوت بارانها
ليلاي شب کوچه
مجنون خيابانها !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 16:12 توسط سرنوشت
|