شانه هایت ...
سر بروی شانه های مهربانت میگذارم
عقده ی دل میگشایم
گریه ی بی اختیارم
از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 21:26 توسط سرنوشت
|