تو را من چشم در راهم ...

تورا من چشم در راهم شباهنگام
که میگیرند در شاخ تلاجن * سایه ها رنگ سیاهی
وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم:
تورا من چشم در راهم.
شباهنگام، در آن دم که برجا،دره ها مرده ماران خفتگان اند:
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سر کوهی دام.
گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم
تورا من چشم در راهم
زمستان 1336
نمایوشیج
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 14:21 توسط سرنوشت
|